جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
251
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
سختگير بر خويشتن بود و جز خوراك خشن نمىخورد و آنگاه هم كه مىخورد ، شكم از طعام سير نمىكرد و او - چنان كه ابوذر غفارى گويد - از دنيا رفت در حالىكه هيچوقت و هيچ روزى ، دوبار غذا نخورده بود . و او هنگامى كه از خرما سير مىشد ، ديگر از نان خود را سير نمىكرد و چهبسا ماهها مىگذشت و در خانه او آتشى براى پختن نان يا غذايى روشن نمىگشت ! درست است كه علىبن ابيطالب « از دنياى خود به دو جامه كهنه و بىارزش و از خوراك آن به دو قرص نان اكتفا مىكرد » و بهجاى كاخ و قصر ، در كلبهاى كه مخصوص تنگدستان بود ، سكونت مىنمود . . . و داستانهاى او در قناعت و زهد ، بيشتر از آن است كه بهحساب آيد و مشهورتر از آن كه براى آن دليلى بياوريم . و شايد آنچه ما در بعضى از بخشهاى اين كتاب در اين زمينه آوردهايم ، براى شاهد ، كافى باشد ! درست است كه رفيق او ، ابوذر غفارى ، به چند قرص نان خشك جوين - كه خود و زن و فرزندانش آن را مىخوردند - قانع بود و به آن اكتفا مىكرد و در عين حال از وضع خود كمال رضايت و همهگونه آرامش خاطر را داشت ! . . . همهء اينها درست و صحيح است ! ولى در اينجا نكتهء ديگرى هم وجود دارد كه آن هم بهطور كامل ، صحيح است و آن اينكه : اين بزرگواران داراى رسالتى بودند و در خود همين رسالتها و مأموريتها ، ماده قناعت و سيرى و ارضاى زندگى ، براى آنان وجود داشت ، و ديگران توان كار آنان را ندارند و آنچه را كه آنان بهعهده داشتند ، نمىتوانند بهعهده بگيرند و از انوار درخشانى كه در قلوب آنان مىدرخشيد و به وضع آنان شكلى خاص